محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
348
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
خداوند از آنها نيز آگاه است . قرآن در اين باره مىفرمايد : « خدا نگاههاى دزدانه و آنچه را كه دلها نهان مىدارند مىداند . » « 1 » ( و ما ضمنته أكنان القلوب ) آنچه در دلها پنهان و مخفى شده است . ( و غيابات الغيوب ) و آنچه در اعماق و ژرفاى جان وجود دارد . ( و ما أصغت لاستراقه مصائخ الأسماع ) هر صدايى كه سوراخهاى گوش آن را مىربايند . ( و مصائف الذّرّ ) محل استراحت مورچههاى كوچك در تابستان . ( و مشاتي الهوامّ ) محل استراحت حشرات كوچك در زمستان . ( و رجع الحنين من المولّهات ) خداوند از هر گفته و حسرت و ناله اندوهگينى آگاه است . ( و همس الأقدام ) و نيز صداى آهسته گامها بر روى زمين . ( و منفسح الثّمرة من ولائج غلف الأكمام ) خداوند از ميوههاى درختان ، پيش از روييدن و آشكار شدن آگاه است . ( و منقمع الوحوش من غيران الجبال و أوديتها ) « منقمع » به محل پنهان شدن گفته مىشود و « غيران » جمع غار است . ( و مختبإ البعوض بين سوق الأشجار و ألحيتها ) « سوق » جمع « ساق » به معناى تنه درخت و « ألحية » جمع « لحاء » به معناى پوست است . ( و مغرز الأوراق من الأفنان ) « أفنان » به معناى شاخههاى درختان است و « مغرز الأوراق » محل روئيدن آنها بر روى ساقه است . ( و محطّ الأمشاج من مسارب الأصلاب ) نطفهها كه در اصل منى هستند و از پشت مردان سرازير مىشوند . ( و ناشئة الغيوم و متلاحمها ) مىداند كه ابرها از كجا برخاسته و چگونه گرد هم مىآيند . ( و درور قطر السّحاب في تراكمها ) و حتى تعداد قطرات باران را و سرعت هر يك را مىداند . ( و ما تسفي الأعاصير بذيولها ) و آگاه است از هرچه
--> ( 1 ) . يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ غافر / 40 : 19 .